چرا امروزه تلاش های فراوانی برای خود محور کردن دانش آموزان از طریق هوشمند سازی مدارس انجام می شود؟
چرا ایده هوشمند سازی مدارس به مغزها خطور کرد وچرا مدرسه هوشمند توجه جامعه جهانی را به خود معطوف داشت؟
در این مقاله سعی شده است فلسفه و علل ایجاد مدارس هوشمند شرح داده شود.
مسئله ی اساسی این است که نباید محدودیتی برای دانش مورد نیاز یک کودک قرار داد .
نباید با نمره دادن خیال دانش آموز را برای این که او یک فرد باسواد و دارای دانش است راحت کرد.
افرادی هستند که علاقه ذاتی به کشف ناشتاخته ها دارند مانند دانشمندان. اما اکثر افراد نمی دانند چگونه و از چه راهی باید به ناشناخته ها دست یافت.
مدرسه هوشمند این هدف را داردکه این سبک و این روش را به دانش آموز بیاموزد.
در مدرسه هوشمند کشف شده های حاضر و آماده را به خورد کودکان نمی دهیم و از آنان نمی خواهیم اینها را در ذهن خود نگاه دارند تا به عنوان یک فرد باسواد تلقی شوند.
در مدرسه هوشمند شرایطی فراهم می شود تا قانون جاذبه نیوتون بارها و بارها کشف شود و نه آن که از دانش آموز خواسته شود سه جمله زیررا حفظ کند.
قانون جاذبه را نیوتون کشف کرد.
این  قانون را نیوتون زمانی کشف کرد که سیبی از درخت بر زمین افتاد.
قانون جاذبه یعنی زمین همه اجسام را به سوی خود می کشاند.
حتی مجسم کردن این فرایند توسط دانش آموز هم کافی نیست که توسط دانش آموزانی که دارای هوش بالاتری هستند انجام می شود و ما آن را یاد گیری عمقی می نامیم و اگر دانش آموزی فقط آن را حفظ کرده باشد آنرا یاگیری سطحی می پنداریم.که هیچ یک از این ها مفهوم یک یادگیری واقعی را ندارد.
در مدرسه هوشمند این گونه نیست که دانش آموز منفعل جملات معلم را بشنود و یا در کتاب بخواند. در مدرسه هوشمند دانش آموز از خود می پرسد  چرا سوالی که در ذهن نیوتون نقش بست در ذهن من نقش نمی بندد و این تصور را ندارد که این نوع  تفکر یک موهبت الهی است که به نیوتون عطا شده و او تنها باید بکوشد تا از این یافته ها پاسبانی کند. در واقع در یک مدرسه هوشمند به کودک ماهیگیری یاد می دهیم نه آن که برای او ماهی بگیریم.
چگونه اندیشیدن گرچه در بعضی افراد نخبه به صورت ذاتی است اما این فرایند را  به صورت اکتسابی نیز میتوان فرا گرفت.
در مدارس کنونی معلم کودک را یک گوش می بیند که صدای او را می شنود، و نه آنکه او را یک مغز ببیند که از میلیاردها نورون بهم پیوسته ساخته شده که حجم عظیمی از اطلاعات پیرامون خود را در هر صدم ثانیه پردازش می کند.
کودکان از ابتدا نمی توانند اهمیت علم آموزی را درک کنند بنابراین خود قادر نیستند به کسب دانش بپردازند.
این باعث ایجاد ایده ی مدرسه شد. یعنی بزرگترها برای کودکان  خود  این برنامه را ترتیب دادند که آنها از سنی گرداگرد هم جمع شده و تعلیماتی برای آنها در نظر گرفتند که شامل  تجربیات و دست یافته های سایر انسانها علی الخصوص اندیشمندان بود.
تفاوت انسان های نخبه و انسانهای عادی در این نیست که شیوه پردازش اطلاعات آن ها با هم متفاوت است. شیوه پردازش اطلاعات در تمامی انسانها یکسان است. اگر این طور نبود تعاریفی مانند منطق، قانون و درست یا نادرست مفهومی نداشت.
علت این که انسان ها یک  اصل را منطقی می دانند و یا خود را مستلزم پیروی از یک قانون می دانند این است که شیوه پردازش اطلاعات در تمامی آن ها یکسان است.
تفاوت آن است که انسان های نخبه توانایی ارتباط بیشتری با محیط بیرون دارند و می توانند از محیط خارجی اطلاعات بیشتری کسب کنند و پس از کسب اطلاعات ،آن را مانند تمامی انسان های دیگر پردازش می کنند.
اگر مشکل اطلاع رسانی به مغز حل شود تمامی انسان ها این قابلیت را خواهند داشت که به انسان های نخبه تبدیل شوند.
ایده مدرسه هوشمند ، ایده ای برای منبع اطلاعاتی کردن کودکان نیست بلکه ایده ایست برای اینکه به کودک بیاموزیم چگونه از اطلاعات استفاده کند .
در مدرسه هوشمند  سعی می شود تمامی حواس پنج گانه کودک  را درگیر موضوع کنیم و به کمک ابزارهای کمکی چون انیمیشن اطلاعات وروردی به مغز کودک را افزایش دهیم و پردازش اطلاعات ورودی به مغز کودک را به دست خود او بسپاریم.
در مدارس هوشمند نحوه ارزیابی دانش آموزان متفاوت است. دانش  آموز با خود او مقایسه می شود هیچ سقف یا کفی برای اینکه مشخص شود او انسان باسوادی شده یا نه تعیین نمی شود.
در مدرسه هوشمند اطلاع رسانی به مغز دانش آموز متوقف نمی شود. یعنی مانند مدارس عادی نیست که در صبح اطلاع رسانی انجام شود(که البته به شکل ناقص)و از کودک خواسته شود اطلاعات را تا روز بعد در ذهن خود نگهداری کند.
در مدرسه هوشمند با کمک  ابزارهایی مانند نرم افزارهای جامع مدارس ، ارتباط و اطلاع رسانی به کودک  همواره برقرار خواهد بود.
در مدارس هوشمند اطلاعات تنها از طریق گوش به دانش آموز منتقل نمی شود و از او خواسته نمی شود تا زحمت به تصویر کشیدن چگونگی رخداد یک فرایند را خود در ذهن خود انجام دهد. بلکه به کمک فناوری های جدید روند کامل روی دادن اتفاقات پیرامون را برای دانش آموز به تصویر می کشیم و همه اطلاعات را به کودک منتقل می کنیم.
یادگیری در مدارس هوشمند بسیار سریع تر از یادگیری در مدارس عادی است و جالب آنکه مدت زمان نگاه داشت اطلاعات در این مدارس  تقریبا چهل برابر بیشتر از این میزان در مدارس عادی است.
مدرسه هوشمند بر آن است که از کودکی مهارت کار با رایانه را به کودک آموخته و او را برای زندگی درعصر تکنولوژی و ماشین ها آماده سازد.
با مزایایی که ذکر شد چرا هنوز مدارس هوشمند ، جایگاه خود را نیافته اند؟ علت آن مقاومتی است که همیشه انسان ها در برابر یک ابتکار و نوآوری داشته اند و همیشه ترسی وجود داشته که شاید یک ایده نو نظم کنونی را بر هم زند وعدم تسلط و علم کافی و نداشتن نیرویی ماهر و هزینه ها ازسایر مشکلات است که گریبان گیر اجرایی نمودن هوشمند سازی مدارس است.
کشور انگلستان اولین بارایده مدرسه هوشمند را اجرایی کرد. کشورهایی مانند مالزی ،کره جنوبی ، امریکا ، اکراین و چند کشور دیگر هم در این زمینه به عنوان کشور فعال شناخته شده اند.
اگر مدرسه هوشمند براساس استاندارد های صحیح پایه گذاری شود، می توان آن را از لحاظ آموزشی ارتقا داد و باعث می شود بتوان با مدارس هوشمند دیگر حتی در سایر کشورها تبادل اطلاعات انجام داد. می توان همیشه به اطلاعات به روز دسترسی داشت و دانش آموز را با برقراری ارتباط با سراسر دنیا، فردی اجتماعی بار آورد.